مگر غ م ت بتکاند غبار دلها را ...
                         بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

 

برای ما تنها معلم اخلاق و عربی نبودند . الگویمان هستند .این نوشته را چندسال پیش برایمان نوشتند برای همان بورشورهای سوگ ارغوانیمان - یادش بخیر -  بعدها شاید یکبار مفصل نوشتم برایتان از این معلم همیشه ام - هرکجا هست خدایا به سلامت دارش! - . فعلا این متن را از ایشان بخوانید :

 

دستی که بر قلب زینب گذاشتی و زینب صبر شد

همان دستی است که به همه ی شیعبیان تو صبر می دهد

اگر نه این است چگونه هر عاشورا می گذرد و شیعیان تو هنوز زنده اند؟

زینب دید و صبر کرد

ما می شنویم و گاه از خود متعجبیم که چگونه تحمل می کنیم 

می دانیم اگر شیعه از غم چنین مصائبی جان دهد شگفت نیست همان

 طور که رقیه ی کوچک جانش را بر سر این غم نهاد

نمی خواهیم خود را با رقیه ی کوچک تو مقایسه کنیم. ما بسیار

 کوچکتر از اوییم ، آخر کوچکی و بزرگی انسانها به قدر معرفت

آنها نسبت به امامشان است.

با این همه اگر نبود دست ولائی مهربان تو چگونه صبر ممکن بود ؟

اما باید بدانیم که "صبر" از "مسئولیت" هیچ نمی کاهد

اصلا صبر برای این است که بتوانیم وظائفمان را انجام دهیم و

این همان صبر زینب است .

 

یا حسین

+ شنبه ۳ بهمن ۱۳۸۸ صاد |