مگر غ م ت بتکاند غبار دلها را ...
                       بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

 

اگر حر نبود عاشورا هر چه هم داشت باز هم چیزی

 کم بود . چقدر به او مدیونیم ما! همان جامانده هایی

 که سرنوشت امثال او امیدوارمان می کند با اینکه

گوشه ای ایستاده و اشک هایمان را از شرم

 کارنامه ی سیاهمان زود پنهان می کنیم ، باز هم

 دل ببندیم به وسعت سینه ی حسین و گرچه با

صدایی لرزان ولی زمزمه کنیم : اللهم اجعل محیای

 محیا محمد و آل محمد

 

حر آمد که بگوید آب از سر هیچ کس نگذشته و

هرقدر هم که فرورفته باشی دستان علمدار

قدرتش فزونتر از نیرویی است که هر روز بیشتر

 در منجلاب دنیازدگی فرو می بردت !

 

و کارگردان این تعزیه همه ی اینها را می دانست

و ما جاماندگان همیشه ی تاریخ را خوب شناخته

 بود که نقشی هم برای حر نوشت و لباس سبز 

به دستش داد که بگوید در عاشورا هیچ کس

 عذری برای نیامدن ندارد ، حتی اگر دل زینب را

سوزانده باشد و آب را بر عترت پیامبر بسته .  

باز هم اگر برگردد آغوش حسین باز است .

 

از حر مجال شرم گرفتست خنده ات

یعنی که از تو شکوه ندارم بیا فقط!

 

حر شد مصداق آیه ی : ان الحسنات یذهبن السیئات

 

و آمد تا بگوید: خدای حسین خیلی بزرگتر از گناهان ماست ...

 

یا حسین

+ پنجشنبه ۳ دی ۱۳۸۸ صاد |