مگر غ م ت بتکاند غبار دلها را ...

              بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

 

نه جدی می گویم! باور کن این ترم درس

 خواندن یادم رفته، هم درس خواندن و هم

 درس گوش دادن(از بس سر کلاسها یا

 خوابم یا کتاب دیگر باز کرده ام!)به جایش

 تا دلت بخواهد یک قصه خوان حرفه ای

 شده ام . خدا خیر بدهد آقای امیرخانی

را با این کتاب سرلوحه ها و سیاهه ی

صدتایی رمانشان!

 

بابا یکی به داد امتحانات پایان ترم ما برسد

 با 24واحدی که لای بعضی کتابهایش فقط

چندبار باز شده !

 

اصلا بگو درس هم خواندم 5تا تحقیق را

کی انجام بدهد؟!!!!!!

 

همه اش تقصیر این اساتید است!(این را 

 واقعا می گویم توضیحاتش بماند برای

 وقتی که یکی بالای سرم نایستاده باشد

 که برق را خاموش کند!)

 


پ.ن:با بچه های به اصطلاح پاتوق رسانه ای مان رفتیم(کتاب قانون)را دیدیم . جایتان اصلا خالی نبود و به نظر من سطحی تر از آن بود که حتی ارزش نقد داشته باشد . فیلم گیشه را چه به این حرف ها؟!
+ شنبه ۲۱ آذر ۱۳۸۸ صاد |