|
مگر غ م ت بتکاند غبار دلها را ...
|
سلام
بعضی وقت های خیلی خاص می شود که برای فرار از نگرانی هایت
فقط به آرشیو آهنگ های موبایلت پناه می بری . تنها یک گوشه ی
ماشین توی ترافیک یک شهر بارانی گیر کرده باشی شاید . بعد می
بینی دست خودت نیست که هی آهنگ ها را بالا و پایین می کنی .
نمی دانی چکارت شده که از موسیقی ها سریع می گذری و روی
مداحی ها صبر می کنی . حتی همان مداحی هایی که برای روز
مبادا ریخته بودی و اصلا هم باهش حال نمی کردی . نمی شنوی
چه می خواند . تو فقط آن وسط دنبال (نام)ها می گردی...
هر کار هم که می کنی دستت روی دکمه ی پخش آهنگ ها نمی
رود . خیلی دلت با تو کنار بیاید شاید (بی تو ای آرام جان) افتخاری
را گوش کنی . .. تازه آن هم با کلی ارفاق . آخرش هم که تمام
می شود می گویی : (نام) کم داشت ... آنوقت سعی می کنی
در ذهنت تمام (آرام جان) هایش را با (صاحب زمان) جایگزین کنی !
بحث آهنگ و خواننده و مداح نیست . بعضی وقت های خیلی خاص
که می شود دلت فقط (نام) می خواهد . نه به مداح کاری داری نه
به شعر تو فقط (یا حضرت معصومه...)اش را تکرار می کنی .
بعضی وقت ها که نمی دانی چکارت شده ( که یعنی می دانی !
هیچ کارت نشده جز اینکه دلت عمیق گرفته) تمام آهنگ های موبایلت
را زیر و رو می کنی و خیلی از مداحی هایی را که هیچ وقت دوست
نداشتی گوش می کنی به امید اینکه فقط یک (اباالفضل) بشنوی !
بعضی وقت ها ....
عجیب با یک (فاطمه) شنیدن آرام می شوی !