|
مگر غ م ت بتکاند غبار دلها را ...
|
سلام
می گفت : در زندگی مدرن امروزی ، با این شهرهای شلوغ ، یکی از شانس های بزرگ این است که محل کار یا تحصیل آدم به خانه اش نزدیک باشد .
این روزها که نصف عمرم در گز کردن خیابان های شهر می گذرد و اتوبوس تقریبا خانه ی دومم شده ، چقدر به درستی حرفش ایمان دارم !
پ.ن1:این با فاصله نوشتن ها دلیلش جدای از شلوغی سر این جانب خراب بودن های مداوم اینترنت هم هست که گاهی وسوسه ام می کند تا ای دی اس ال نگرفتیم خودم را جریمه و کنم و اصلا ننویسم !
پ.ن2: ایراد بزرگ دوستان به من این است : زیاد می نویسی و فونت وبلاگت خوب نیست . حالا این از کم نوشتن ، باور کنید فونت دیگر دست من نیست !
پ.ن۳:شرح وبلاگم را پاک کردم . از همان اول هم خیلی به نظرم جالب نبود . پیشنهادی اگر دارید پذیرا هستم !