مگر غ م ت بتکاند غبار دلها را ...
                                  بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

 

  رابطه ما با خدا مثل همان آدم تشنه ایست که کنار یک سد بزرگ ایستاده و می خواهد آب بردارد . اما تا لوله ای نباشد، شیر آبی ، ظرفی...نمی تواند .حالا هر قدر هم که می خواهد به آب سد نگاه کند!

    خدا هم عظیم است، خیلی. این همه صفت که در جوشن کبیر می خوانیم شوخی که نیست. و ما ضعیفیم ، خیلی . حقیریم ، خیلی . ذلیلیم ، خیلی .... تشنه ایستاده ایم کنار یک سد پر از آب ، لب هایمان دارد از عطش می سوزد و دنبال ظرف می گردیم . اگر بیگدار به آب بزنیم غرق می شویم و اگر همین طور بایستیم تشنگی از پا درمان می آورد.

     یکی پیدا شده است ، با سینه ای وسیع که تاب عظمت خدا را دارد ، گنجایش صفاتش را ، قدرت کسب معرفتش را... از طرف دیگر مثل خودمان است ، از جنس خودمان ، کوچکیمان را می داند، ضعف هایمان را می شناسد. و خدا گفته که او واسطه باشد ، دستاویز، خدا گفته: واعتصموا بحبل الله جمیعا  ، به ریسمان خدا چنگ بزنید ، تاکید کرده: همگی ! نکند کسی جا بماند ،نکند یکی هلاک شود از تشنگی یا غرق شود از درماندگی! واسطه اگر نباشد یعنی تشنگی ، یعنی مرگ .

    در حدیث آمده که اگر حجت خدا نباشد زمین اهل خود را تحمل نمی کند و از بین میرود . این سخن خود حضرت مهدی است که (انی امان لاهل الارض) من حجت و امان روی زمینم و اگر نباشم زمین و اهل آن باقی نمی مانند.

    این یعنی تو! که تشنه ای و ایستاده ای کنار یک سد. و او همانی است که آب را شعبه شعبه می کند، کوچک می کند ، اندازه ی فهم تو ، درک تو .

و تو سیراب میشوی . اصلا او برای همین آمده است ، برای اینکه تشنه نمانی !

 


پ.ن۱:این مطلب غصبی است چون برای نشریه نونشتم و هنوز چاپ نشده لطفا زودتر از ذهنتون پاکش کنید !

پ.ن۲: الان قیافه بی نهایت عصبانی دبیرتحریریه ما واقعا دیدنیه ! مطلب سوزوندن هم بعضی وقتا حالی داره !


برچسب‌ها:
نورچشمی ها
+ پنجشنبه ۱۴ آبان ۱۳۸۸ صاد |