|
مگر غ م ت بتکاند غبار دلها را ...
|
سلام
این روزها لابه لای این رقص قشنگ برگ های پاییزی در باد فقط دلم می خواهد بروم به یک پارک خلوت و روی یک نیمکت بنشینم و یک درخت پاییزی را با تمام جزییاتش نقاشی کنم .
تکرار این شعر چقدر این روزها می چسبد :
چه شیرین است
دانشی که طبیعت برایت به ارمغان آورد.
علم و هنر بس است!
دفترهای پراکنده را ببند!
بیا و با خود قلبی آور
که می نگرد
و می پذیرد .
ویلیام وردزورث