|
مگر غ م ت بتکاند غبار دلها را ...
|
سلام
در زندگی برای شاد بودن، انرژی گرفتن ، ذوق زده شدن ... اصلا نیازی به چیزهای بزرگ یا خبرهای مهم نیست . بعضی وقت ها دیدن سبزه های جوان کنار یک جوی آب ، پروانه ها سفیدی که روی گلها پرواز می کنند ، اشعه های نور موازی که از لا به لای درختان یک پارک بیرون زده ، یک سیب سرخ حتی ! کافی است که برای یک هفته انرژی بگیری .
بعضی وقت ها راه رفتن پشت سر یک مادر و فرزند که دست های هم را گرفته اند ، قیافه ی خواب آلود یک بچه مدرسه ای که سر صبح منتظر سرویس بیرون خانه ایستاده است ، لمس کردن انگشتان کوچک و ظریف یک نوزاد ، یک لبخند حتی ! کافی است که کلی به زندگی امیدوار شوی .
بعضی وقت ها لازم نیست آلبوم ورق بزنی یا فیلم های خانوادگیت را نگاه کنی ، گاهی یک نسیم پاییزی ، شنیدن موسیقی یک کارتون قدیمی ، برق روپوش دخترهای دبستانی ، عطر اسپند ، رنگ شله زرد ، بوی یک پاک کن حتی ! می تواند حسابی تو را یاد خاطرات شیرین کودکیت بیندازد .
یک نسخه ی بی نظیر برای درمان افسردگی فصلی این روزها : یک بلال شیری تازه بخرید . در یک محیط پر از آرامش بنشینید . فکرتان را آزاد کنید . با تانی یکی یکی پوست هایش را بردارید . نرمی پرزهای سرش را لمس کنید . و آنگاه چند دقیقه ای به این صحنه ی شگفت انگیز یعنی قطار دانه های زرد شادی بخش خیره شوید ! (ردخور ندارد!)

همین الان بلند شوید ، یک مشت آب بپاشید توی صورتتان و و با چشم های شسته ببینید که روی هر برگ پاییزی نوشته شده : تا شقایق هست زندگی باید کرد !
آدم هایی که با این دید به زندگی نگاه می کنند ، چقدر خوشبختند . خوشبختی را از خودمان دریغ نکنیم !
*در یادداشت(خدای من!) یکی از دلایل خوبی روزم را خودن یک پرتقال بمی نوشته بودم . کل این یادداشت توضیح آن جمله است در واقع !
پ.ن: می خواستم امشب ننویسم اما الان می بینم خوب شد نوشتم!