مگر غ م ت بتکاند غبار دلها را ...
 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

گفت: یک بار به مکه شدم،خانه مفرد دیدم . گفتم: حج مقبول نیست که من سنگ ها از این جنس بسیار دیده ام .

بار دیگر برفتم . خانه دیدم و خداوند خانه دیدم . گفتم : هنوز حقیقت توحید نیست .

بار سدیگر برفتم . همه خداوند خانه دیدم و خانه نه .

 

به دلم فروخواندند :

یا بایزید! اگر خود را ندیدی و همه عالم را بدیدی شرک نبودی و چون همه عالم را نبینی و خود را  ببینی شرک باشد .

آنگاه توبه کردم واز توبه نیز توبه کردم . و از دیدن هستی خود نیز توبه کردم ...

 

 

*کشف المحجوب ، صفحه ۱۶۲

+ یکشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۱ صاد |