مگر غ م ت بتکاند غبار دلها را ...
 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

مثل هر روز ، مثل همیشه ، سجاده ی پدر را پهن کرد . کنارش منتظر نشست .

یک دفعه شمر وارد شد...

 

دخترک مظلومانه پرسید : بابایم را ندیدی ؟ ...

+ جمعه ۱۱ آذر ۱۳۹۰ صاد |