|
مگر غ م ت بتکاند غبار دلها را ...
|
هر کدام از اصحاب که محاصره می شد . یک حمله ی عباس کافی بود تا همه از اطرافش پراکنده شوند .
ناجی میدان بود .
نگاه می کرد که کجا کسی گیر افتاده . می تاخت به آن سمت .
فقط گرد و غبار سم اسبش کافی بود که سپاه عمر سعد به سرعت فرار کنند .
ناجی میدان بود عباس
علمدار سپاه بود عباس
.
.
.
اما امان از زمانی که علمدار محاصره شده باشد
.
.
.
فقط توانست بگوید :
یا اخاه ادرک اخاک ...
.
.
.
یا حسین