|
مگر غ م ت بتکاند غبار دلها را ...
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
بی تو ای جان جهان،جان و جهان را چه کنم؟
خود جهان می گذرد ماندن جان را چه کنم؟
ماه شعبان و رجب نم نم اشکی شد و رفت
خانه ابری است ، خدایا رمضان را چه کنم؟
شانه بر زلف دعا می زنم و می گریم
موسی من! تو بگو روز و شبان را چه کنم؟
صاحب حیِّ علی لقمه ی نوری بفرست
سحر از راه رسیده است اذان را چه کنم؟
کاتبان تو مرا خط امانی دادند
کشته ی خال توام خط امان را چه کنم؟
کاشکی جرم عیان بودم و تقوای نهان
پیش تقوای عیان جرم نهان را چه کنم؟
(علیرضا قزوه)
پ.ن: از فردا ان شاءالله اینجا هر روز با یک مناجات به روز می شود . کوتاه و چندکلمه ای . شاید پله ای کوچک، شاید نردبانی بلند...
میزبان قدم های استوارتان هستم . التماس دعا .