|
مگر غ م ت بتکاند غبار دلها را ...
|
بسم الله الرحمن الرحيم
سلام
باز آمدم به سوي تو، يا فارس الحجاز!
باز آمدم، سوار عرب! فارس الحجاز!
"فرخنده باد طلعت خوبت كه از ازل"
مي زيبد اين خطاب تو را : فارس الحجاز!
بر بوي روز آمدنت عمر طي كنم
اما امان ز بي خبري ، فارس الحجاز!
"پروانه را ز شمع بود سوز دل ولي"
شمعم مدام و شرم چكم، فارس الحجاز!
آغوش تو يقينم و دور از تو مردم از
اما...ولي...روم؟...نروم؟... فارس الحجاز!
بي سروري سرودن و سرماي بي كسي
صعب است صبر فاصله، يا فارس الحجاز!
جان نماز! بي تو كه قالي ست جانماز!
پس از چه رو تمام جهان ... ؟ فارس الحجاز!
"هر دم به خون ديده چه حاجت وضو چو نيست؟"
بي تو نماز را ثمني، فارس الحجاز!
سخت است ديدن همه را و نديدن
نور سفيد روي شما، فارس الحجاز!
آخر جواب اين دل رنجور را بده
أين الحسين؟ أين حسن؟ فارس الحجاز!
أين قرار اين دل بي تاب ملتهب؟
أين زمام اسب زمان؟ فارس الحجاز!
أين؟ كجاست پس؟ پسري از سلاله ي :
يس و نور و هل اتي ؟ يا فارس الحجاز!
أين؟كجاست پس؟ پسري از قبيله ي :
انوار پاك اهل كسا؟ فارس الحجاز!
"اينجا براي از تو سرودن هوا كم است"
اينجا هوا كم است! بيا ! فارس الحجاز!
پي گشته است ناقه ي صالح ولي ز لطف
طي مي شود زمان ستم، فارس الحجاز!
مي، گشته است زهر ز دوري روي تو
كي مي شود زمان طرب؟ فارس الحجاز!
دي گشته است هر چه بهار از فراق تو
ني مي زنند هر چه دهان، فارس الحجاز!
يعني كه از جداييتان ناله مي كنند
يعني به سررسيده توان، فارس الحجاز!
"اي سروناز حسن كه خوش مي روي به ناز"
ناز تو و نياز جهان، فارس الحجاز!
"اي من فداي شيوه ي چشمت " بيا! بيا!
كل جهان فداي شما! ، فارس الحجاز!
اي علت عنايت حق بر وجود ما
سنگ تمام لطف خدا! فارس الحجاز!
شعبان به نيمه آمد و خورشيد بين ماه
يعني تو روز بين شبي! فارس الحجاز!
امشب به كاخ كفر خبر مي رسد كه هان!
طومارتان به سر شده، با فارس الحجاز!
روزي رسد كه هك شده بر برگ سررسيد،
غيبت به سر رسيد،هلا : فارس الحجاز !