|
مگر غ م ت بتکاند غبار دلها را ...
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
قدر پیامبرشان را نمی دانستند و مودبانه ایشان را صدا نمی زدند . در کوچه ها راه می رفتند و انگار هم پایه ی خودشان را مورد خطاب قرار داده باشند یا محمد ، یا محمد ، می گفتند .
می دانستند یا نمی دانستند که مصداق حدیث لولاک روبرویشان است ...
پس خدای لطیف این بی احترامی را تاب نیاورد و فرمود : لا تجعلوا دعاء الرسول بینکم کدعاء بعضکم بعضا ...(63نور)
و فاطمه (س) هم که همیشه اولین عامل به آیات خدا بود از آن پس پدر را فقط با خطاب (یا رسول الله ) خواند.
اولین بار که پیامبر به جای (یا ابی) ، (یا رسول الله) را از زبان فاطمه اش شنید ، شاید چیزی در دلش لرزید اما هیچ نگفت و لبخند زد .
اما فاطمه دیگر همیشه پیامبر را تنها با نوای (یا رسول الله ) صدا می زد .
و پیامبر دلش خیلی برای (پدر) گفتن فاطمه اش تنگ شده بود...
آنقدر که گفت : فاطمه ام ! این آیه نه درباره ی تو نازل شده و نه نسل تو ، تو از منی و من از تو ...
این آیه درباره ی متکبران قریش نازل شده است .
بعد لحنش را نرم تر کرد . شاید چیزی شبیه یک خواهش . و پیامبر خدا با یک دنیا شوق گفت : عزیز دلم تو همچنان مرا پدر صدا کن . و نگفت چون من اینگونه می پسندم ، بلکه گفت : چون خدا اینگونه دوست تر دارد .
و خدا اینگونه دوست تر داشت !
پ.ن1:عیدتان مبارک !
پ.ن2:هیچ کس نمی تواند هدیه ای بزرگتر از هدیه ی خدا به مادران دنیا بدهد: بهشت !
پ.ن۳:ما را به رنگ شبنم تا آشیان خورشید / باید به دیده رفتن گر بال و پر نباشد

پ.ن ۴:یک دسته گل بزرگ مجازی هم تقدیم به دایی و زن دایی عزیزم که رفتند سرخانه و زندگی خودشان . زندگیتان پر دوام و مملوازایمان باشد !
درضمن ما هم عروس کشون بدون بوق را تجربه کردیم . وتمام مدت از بافرهنگی خودمان در عجب مانده بودیم !!!