|
مگر غ م ت بتکاند غبار دلها را ...
|
سلام

قدیمی ها روضه هایشان نظم جالبی داشت . دهه ی اول ، دهه ی آخر ..سه شنبه ی اول ماه ، پنج شنبه ی آخر ماه ...
حالا من نمی دانم کجای این ماه های قمری ایستاده ام . آخر ماه است یا بین دو دهه یا ...
فقط دلم گفت پرچم (بفرمایید روضه) را اینجا نصب کنم .
تصمیم گرفتم پنج شب نهج البلاغه و قرآن بخوانم ، برای مادر ...
حاصلش را هرروز اینجا خواهم نوشت . ان شاءالله
فقط در روضه مان از چای اول و آخر روضه خبری نیست ، اینجا معرفت تعارف می کنیم ...
باشد که لبخند رضایتش را ببینیم ...
پ.ن : می دانم امشب وقت خوبی نیست ، می دانم
آبستن است ، آبستن صدماجرا امشب
اما دلم - این کودک بی تاب - می خواند :
فردا چرا ؟ موعود من ! فردا چرا ؟
امشب ! *
* امیدمهدی نژاد - رجزمویه