مگر غ م ت بتکاند غبار دلها را ...

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

اگر چندسال پیش بود شاید خوشحال می شدم که به این زودی توت فرنگی آمده ، یا بوی بهار پیچیده همه جا...حالا دیگر نه ! چون می دانم بهار زودرس تابستان زودرس را هم در پیش دارد...

 

و ضاقت الارض و منعت السماء

 

از حالا نگاه های دردمند کشاورزان به زمین های بی حاصلشان در تابستان را به وضوح می بینم...

دعا کنیم

 


پ.ن1:امروز کتاب(زمانی برای بزرگ شدن) از آقای مومنی را خواندم . همیشه کتاب که دست میگیرم برنامه ریزی می کنم مثلا روزی بیست دقیقه بخوانم یک هفته ای تمام شود . معمولا همان روز اول تمام می شود !

پ.ن2:نیمه ی خال لیوان البته آن است که از همه ی کارهای آن روزم می مانم !

پ.ن3:یکی از ویژگی های مثبت کتاب ،پرداختن به نقش منافقین بود که در کتابهای دفاع مقدس اغلب خیلی کمرنگ است . در کل کتاب خیلی خوبی بود . توصیه می کنم بخوانیدش مخصوصا اگر امسال راهی راهیانید !

پ.ن4:یک چیز دیگری هم می خواستم بنویسم هرچه فکر می کنم یادم نمی آید !

+ شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۸۸ صاد |