|
مگر غ م ت بتکاند غبار دلها را ...
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
- دور خودم یک پیله تنیده ام به قطر یک قرن !
کسی پیدا می شود یکی یکی رشته هایش را بگیرد و باز کند تا از این حصار خودخواهی بیرون بیایم ؟!
- دو سه روز دیگر احتمالا فرج را هم فراموش می کنم . خدایا فقط من خوب باشم ! خانواده ام خوب باشند ! آدم هایی که می شناسمشان خوب باشند ! ( نه به خاطر آنها! به خاطر اینکه یک وقت خدای ناکرده از غصه شان ناراحت نشوم !) دعای دیگری که ندارم . دارم ؟
- همه ی آنچه مذهب من بود . هویت من بود . شده یک اسکلت . گوشت هایش ریخته . سالهاست دارد می ریزد . تازه متوجه شده ام . نشسته ام به اسکلت دینداری ام افتخار می کنم که دو روز دیگر پوکی استخوان می گیرد !
- کوچک شدن خیلی سخت نیست . بزرگ شدن زمان می برد . حالا من برای تمام راه هایی که باید بروم تقلا می کنم و قدم از قدم ...تکان نمی خورد !
- کسی پیدا می شود برای بال و پر ریخته دعا کند ؟