|
مگر غ م ت بتکاند غبار دلها را ...
|
سلام
بین مطالب متنوعی که این ماه ها دررابطه با حجاب و عفاف خواندم این شعر دکتر محمدرضا ترکی عجیب به نظرم دلنشین آمد :
این زمهریر فصل شکوفایی تو نیست
چیزی به جز تراکم تنهایی تو نیست
با صدهزار جلوه برون آمدی ولی
چشمی برای دیدن زیبایی تو نیست
یک تن ازین جماعت ابن السلام ها
مجنون یک کرشمه ی لیلایی تو نیست
نامردها به غیر تنت را نخواستند
با قیمتی که خرج تن آرایی تو نیست !
برق غرور وحشی یک ببر ماده کو ؟!
در چشم های آهوی صحرایی تو نیست
زیباترین ! عروسک اهریمنان شدن
شایسته ی مقام اهورایی تو نیست !
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
پاسخی به دعوت طهورا :

و خدا دانست که یک زمانی ، این انسان هبوط کرده ، این غریبِ اسیرِ زمین ،
کم خواهد آورد !
پس برایش گفت ،
تمام آنچه را که بدان نیاز خواهد داشت ...
و بهترینش را رسول این گفته ها کرد .
حالا من ،
قرانم را گذاشته ام کنارترین بخش دغدغه هایم
و هر روز و هر شب ناله می کنم :
خدایا من کم آوردم ! پس کجاست هدایتت ؟!
چه خوب گفت قرآن که :
" انّ الانسان لربّه لکنود "
ن ا س پ ا س ی م !!!
...
قرآن من دارد سر طاقچه ام خاک می خورد
کشیش کلیسای آمریکایی اعلام می کند می خواهد قرآن مرا بسوزاند
قرآن من مدت هاست گوشه ی قفسه ی کتابخانه ام مانده است
شیطان پرست آمریکایی به قرآن من توهین می کند
قرآن من کم کم لابه لای مشغله های زندگی روزمره ام فراموش می شود
و بهترین خدا ناله می کند :
یا ربِّ انّ قومی اتّخذوا هذا القرآن مهجورا ...
با تمام وجودم تمام پلیدی هایشان را محکوم می کنم و تصمیم می گیرم به کوری چشمشان از حالا بیشتر با قرآنم آشنا شوم . به خاطر خدا ، به خاطر بهترینش ، به خاطر خودم .........................
یا
خیر
حبیب
ومحبوب...
پ.ن ۱: مضمون بکر غیر تو پیدا نمی کنم !
التماس دعا ...
پ.ن۲: خداحافظ ماهی که تا دیروز مشتاق تو بودیم و از فردا چشم انتظار تو خواهیم بود ...
تکیه گاهی برای آنکه تکیه گاهی ندارد ،
دوستی برای آنکه دوستی ندارد ،
افتخاری برای آنکه افتخاری ندارد ،
راهنمایی برای آنکه راهنمایی ندارد ،
طبیبی برای آنکه طبیبی ندارد ،
صاحبی برای آنکه صاحبی ندارد ...
پس ،
چه چیز گم کرد آنکه تو را یافت ؟!
(جوشن کبیر - عرفه )
شنواترین شنوندگانی ،
بینا ترین بینندگان ...
( من اما کاش باور داشتم ! )
( یا اسمع السامعین ، یا ابصر الناظرین - جوشن کبیر )
ای حافظ آنکه
از تو بخواهد حفظش کنی ،
حفظم کن !
( یا حافظ من استحفظه - جوشن کبیر )
پ.ن : خدایا ! مناجات کم نیست ، حال مناجات ...
آن آخر آخر رسیدن به تو را می خواهم ... !
( هب لی کمال الانقطاع الیک - مناجات شعبانیه )
پ.ن : ای آنکه کمر بستی ، یغمای دل و دین را ،
در دست تو می بینم ، فردای دل و دین را ،
در محضر چشمانت ، بی شاهد و بی دفتر ،
پایین سند دیدم ، امضای دل و دین را !
در عین بلندی ،
نزدیکی
و در عین نزدیکی ،
بلند !
( یا من دنی فی علوه ، یا من علا فی دنوه - جوشن کبیر )
ای نزدیکی
که دور نیستی !
( یا قریبا غیر بعید - جوشن کبیر )
ای گریزگاه
دل سوختگان
دریاب...
( یا مفزع الملهوفین ـ جوشن کبیر )
پ. ن۱:حتی مطلع الفجر امشب سلام می بارد !
پ.ن۲:ما ازتمام سال همین سه شب قدر را برای گریه کردن داریم،
ما که سرمان را با همه چیز شلوغ کرده ایم جز او !
تو حتی
ته دل خاموشان را ،
می دانی !
(یا من یعلم ضمیر الصامتین - جوشن کبیر )
مقصدی نیست ،
جز به سوی تو ...
( یا من لا مقصد الا الیه - جوشن کبیر )
قلبی ببخش
که اشتیاقش
به تو نزدیکم کند !
(هب لی قلبا یدنیه منک شوقه – مناجات شعبانیه )
پ.ن:دیشب با خودم فکر میکردم مادرهایی که وسط قرآن سرگرفتن کتابشان را پایین می گذارند و با بچه شان عروسک بازی می کنند که سروصدا نکند ، دعایشان از همه بالاتر می رود ! چشم ها را باید شست...
خودت را به درگاه خودت به شفاعت آورده ام !
از تو ،
به خودت ،
پناه می برم...
(استشفعت بک الیک ، و استجرت بک منک - مناجات الراغبین )
پروردگارا !
رحم کن به این بنده ی ذلیلت
که زبانش کند است
و عملش اندک...
(الهی ارحم عبدک الذلیل،ذاالسان الکیل و العمل القلیل - مناجات المفتقرین )
خدایا !
خوب است که ناامید از درگاهت بازگردم،
ر حالی که جز تو
مولایی را که به احسان مشهور باشد نمی شناسم ؟!
( ایحسن ان یرجع عن بابک بالخیبة مصروفاو لست اعرف سواک مولا بالاحسان معروفا؟ - مناجات الراجین )
بارالها !
ما را از آنهایی قرار ده
که شیوه ی زندگیشان ،
شادی با تو و زاری به درگاه توست...
( اللهم اجعلنا ممن دابهم الارتیاح الیک و الحنین - مناجات المحبین )